تبليغاتX
http://nima1337.persiangig.com/logo.gif
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
به خيمه@ تسنيم معرفت@ خوش امديد
تسنیم معرفت

تسنیم معرفت

خانه | پست الکترونیک | آرشیو وبلاگ

((مدت حكومت جهاني))

در مورد مدت حكومت جهاني حضرت مهدي عليه السلام رواياتي وارد شده است . البته در حكومت ,طول روزها و در نتيجه ماهها و سالها افزايش مييابد.

ابو بصير مي گويد كه از آن حضرت پرسيدم :سالهل چگونه طولاني ميشود:فرمود :

خداوند به فلك دستور ميدهد كه آرام تر بچرخند و بدين گونه روز ها وسالها طولاني مي شوند.

عرض كردم:آنها-مخالفان-مي گويند:اگر فلك تغيير كند از بين ميرود: فرمود:

آن گفته ملحدان است و اما مسلمانان راهي براي اين حرف ندارند .خداوند براي پيامبرش ماه را شكافت و قبل از آن براي يوشع بن نون خورشيد را برگردانيد و

 

از طولاني شدن روز قيامت نيز خبر داده و فرموده است :هر روز آن مانند هزار سال از سال هاي شماس

و چنين فرمود:و خداوند در زمان قائم (ع)امر مي كند كه دور فلك كند شود.به طوري كه يك روز آن مساوي با10روز شماست و يك ماه با 10ماه و يك سال با10سال از سالهاي شما مي شود.

نوشته شده توسط حسین رفیعی |

روایاتی از امیر المومنین

((رواياتي از امير المؤمنين حضرت علي (ع)))

در هنگام ظهور ,ملائكه مقربين و منزلين و كروبين به ياري آن حضرت مي شتابد .حضرت جبرائيل از جلو,حضرت ميكائيل از سمت راست,و حضرت اسرافيل از سمت چپ و ديگر ملائكه الهي از پشت سر,در ركاب ايشان حركت مي كنند و به ياري آن حضرت ميشتابند.

 

حال نتيجه ميگيريم كه به وجود حضرت است كه تاريكي هاي جهل و جهالت از بين ميرود و نور توحيد آشكار ميشود چه يگانه وسيله ي هدايت در اين روزگار ,وجود مبارك ايشان است.

نوشته شده توسط حسین رفیعی |

((چگونگي مقابله حضرت با صلاح هاي امروزي))

يكي از مسائلي كه درباره عصرظهورمطرح ميشده و امروز با پيشرفت هايي كه در توليد صلاح هاي مخرب روز حاصل شده ,بيشتر از پيش مطرح مي شود ,اين است كه ادعاي شيعيان در طول تاريخ برآن بوده است كه حضرت ولي عصر (ع)در زمان ظهور ,بر مسند حكمراني تمام جهان تكيه ميزنند حال ميتوان پرسيد كه :آن حضرت با وجود قدرت هاي امروزي و سلاح هاي اتمي و بسيار قوي آنان ,چگونه ميتوانند بر اين مسند تكيه كنند.

پاسخ ما به اين سؤال اين است كه همان گونه كه وجود مبارك آن حضرت از مصاديق غيب است و ايمان به آن واجب است و تنها طريق به دست آوردن معلومات مربوط به آن وحي وسخنان معصومان است .هر آنچه به حضرت مربوط ميشود نيز همين گونه است.

آن حضرت نيز به سلاح هاي امروزي مجهز ميشود و باوسائل امروزينه به جنگ قدرت هاي بزرگ ميشتابد

نوشته شده توسط حسین رفیعی |

  نامه حضرت مهدي به (ابو الحسن علي بن محمد سَمري):

                 بسم الله الرحمن الرحيم

اي علي بن محمد سَمري.خداوند در سوگ فقدان تو پاداشي بزگ به برادرانت عطا كند .تو تا شش روز ديگر از دنيا خواعي رفت ,كارهايت را مرتب كن و هيچ كس را به جانشيني خود مگمار .دوران غيبت كامل فرا رسيده است و من جز به اجازه خداوند متعال ظهور نخواهم كرد و ظهور من پس از مدتي طولاني و قساوت دلها وپرشدن ستم در زمين خواهد بود.

افرادي نزد شيعيان من مدّعي مشاهده من خواهند شد.آگاه باشيد كه هر كس پيش از خروج(سفياني)و(صيحه آسماني)چنين ادعايي كند دروغگو و افترا زننده است.

نوشته شده توسط حسین رفیعی |

دجّال:

زماني كه حضرت مهدي (عج)همراه ياران به مرز فلسطين ميرسند خبر دجال به انان ميرسد دجال با الاغي كه طول ان 75 زرع (35متر)است و طول يك گام الاغ برابر ديد چشم دجال است .دجال به طرف ياران حضرت مهدي مي آيد در مرتبه اوّل هيچ كس با او عهد و پيمان نميبندد و دجال وقتي كه به حركت در مي آيد تمام لوازم و خوراكي به دنبال او راه مي افتند  و فردا صبح كه باز مي گردد افراد بسيار زيادي با او عهد وپيمان ميبند ند.

در روايتي امده است كه دجال از مصر خروج مي كند.

و همچنين در روايت ديگري امده است كه دجال از روستاي يهوديّه اصفهان خروج ميكند.

نام اصفهان قديم يهوديه بوده است.

 

 

امام  صادق(ع)در باره حضرت مهدي (عج)ميفرمايد:

عليه كانَ موسيٰ و بهآء عيسي و صبر ايّوب

او داراي كمال موسي و شكوه عيسي و شكيبايي ايوب است.

 

((نام هاي مبارك حضرت مهدي))

براي آن وجود مبارك بيش از يكصد و هشتاد و دو نام ذكر شده است هرچند نام اصلي ان حضرت كه ذكر ان در زمان غيبت شرعاً ممنوع ميباشد نام مبارك پيامبر اكرم(ص)است.اما نامهاي ديگري نيز براي ان حضرت ذكر شده است نكته قابل ذكر در اينجا اين است كه تمامي نام هاي حضرت همچون ((مهدي)),((صاحب الزمان)),وصاحب الامر به جنبه اي خاص از جنبه هاي ان وجود مبارك اشاره شده است به عنوان نمونه دو نام يا لقب صاحب الزمان وصاحب الامر با اشاره به ولايت ان حضرت نسبت به عالم مجردات و عالم ماديات وضع شده است چه صاحب الزمان به معني مالك زمان وزمانيات است ور واضح است .

نوشته شده توسط حسین رفیعی |

سر افرینش انسان

سر افرنش انسان

حضرت علي(ع) مي فرمايد: «فلسفه آفريدگاري اش نه استوار ساختن پايه هاي سلطنت، نه بيم از عواقب زمان، نه ياري جستن به گاه شورش رقيبان و نه افزون خواهي شريکان و کين توزي دشمنان است که در پيشگاه او همگي آفريدگاني پرورده و بندگاني فرمانبردارند» (نهج البلاغه، خطبه 65 - نهج السعاده، ج 2، ص 351).
دوم؛ نفي هدف در خصوص خداوند متعال در بند اول، به معناي نفي مطلق هدف نيست، بلکه
مي توان براي افعال الهي از جمله آفرينش با معناي لطيف تر، هدف اثبات کرد. در مورد خداوند متعال هدف و غايت در افعال خارج از ذات الهي نمي باشد [اين همان مطلبي است که فلاسفه گفته اند در فعل الهي علت فاعلي و غايي يکي است] هدف نهايي در خداوند متعال بر مي گردد به آنچه که لازمه ذات الهي و مقتضاي اسماء حسناي الهي و صفات علياي الهي است به زبان فلسفي هدف خود ذات است و به زباني عرفاني اين که خداوند به جهت حب ذاتش - که به هيچ وجه منقصتي براي او نيست - دوست دارد که صفات او تجلي کند و کاري که انجام مي دهد براي خود اوست چون خودش را دوست دارد و در اين جهت نه اين که نفعي عائدش شود - که او از اين نقص بري است - بلکه چون خودش را دوست دارد، آثار خود را دوست دارد و ايجاد مي کند. پس هدف در خداوند متعال زاييده افعال نيست تا خارج از ذات او جست و جو کنيم و گرفتار نيازمندي او شويم بلکه مقدم بر فعل است و اين همان مطلبي است که در فعل الهي علت غايي و علت فاعلي يکي است.
سوم؛ خداوند متعال براي رسيدن به غايت اصلي - که خويش، لازمه ذات و صفات و اسماء اوست - از مجاري خاص و ويژه اي عمل مي کند که تحت عنوان سنن و قوانين از او ياد مي شود و البته اين به دليل نقص در قدرت و ذات خدا نمي باشد بلکه مجاري از آنجا که مخلوقات الهي اند ناقص اند، مثلا در سنن الهي اگر انسان بايد از خاک آفريده شود بدين خاطر است که انسان مشروط به خاک است و انسان موجود خاکي است، اين جهت از آن انسان است نه از آن قدرت خدا. در اينجا هم اگر خدا مجاري را انجام مي دهد تا به دنبالش کار ديگري انجام دهد به خاطر محدوديت قدرت او نيست بلکه به خاطر اين است که کار دوم مشروط به تقدم کار قبلي است.
چهارم، مجموعه برخي آيات قرآن کريم [نگا: انعام، 73 ؛ آل عمران، 191 ؛ مؤمنون، 115 ؛ دخان، 38 ؛ انبياء، 16 - 17] حکايتگر اين حقيقتند که آفرينش جهان به حق است يعني داراي هدفي متناسب با مقام الهي است، پوچ، بيهوده و بي هدف نيست و نه تنها بي هدف نيست حتي هدف غير متناسب با مقام الهي هم نيست، هدف متناسب با فاعل است و چون فاعل، کمال مطلق است، هدفش نيز بايد کمال داشته باشد و از آنجا که خود کل و کمال الکل است، هدف نهايي براي تمام افعال الهي و کل آفرينش جز ذات و مقتضيات ذات او نمي باشد (نگا: معارف قرآن، محمد تقي مصباح يزدي، ج 1 - 3، صص 160 - 165).
پنجم؛ با توجه به بندهاي فوق: هدف از خلقت تجلي اوصاف و اسماء الهي براساس حب به ذات - که امري موجه و معقول است - مي باشد و براساس آيات و روايات تنها مخلوقي که مي تواند چنان آينه اي باشد که اوصاف و اسماء الهي در او منعکس گردد، انسان کامل و خليفه خداوند است (نگا: راهنماشناسي، محمد رضا کاشفي، دفتر ششم، صص 13 - 43).
از اين رو، ارکان و عناصري که در اين جهان پديد آمده اند براي پديد آمدن نباتات و گياهانند و گياهان پديد آمده اند تا حيوانات پديد آيند و مقصود از پديد آمدن حيوانات پديد آمدن بدن انسان است و هدف از پديد آمدن بدن انسان، خلقت روح انساني و نفس ناطقه است و نفوس ناطقه، مقدمه پديد آمدن ولي کاملند که خليفه خداست (نگا: اسرار الايات، صدرالدين محمد بن ابراهيم شيرازي (ملا صدرا) ، ص 190).
اين که در برخي روايات و آيات هدف از خلقت انسان عبادت تلقي شده است، اين هدف مياني است، نه هدف غايي و نهايي زيرا عبادت آدمي را در عقل عملي و نظري به کمال مي رساند و در پرتو آن به معرفت خداوند نايل مي شود و در نتيجه اين معرفت به خير مطلقش - که تجلي خيريت او در انسان کامل است - بار مي دهد که مقصود اصلي خلقت است (نگا: شرح توحيد الصدوق، قاضي سعيد قمي، ج 1، ص 81).
يا اين که گاهي در آيات قرآن آزمايش الهي هدف خلقت انسان مطرح شده است [ملک، 2 ؛ کهف، 7] هدف مياني است زيرا اصل آزمايش عبارت است از فراهم کردن زمينه اي براي فعاليت اختياري شخص تا آنچه را پنهان دارد آشکار سازد يا استعدادش را به فعليت برساند، در پرتو آزمايش الهي است که انسان کامل و خليفه خداوند متعال ظهور مي کند و استعداد و اوصاف الهي اش بروز مي نمايد و به همين دليل است که پيامبران الهي همچون حضرت آدم، حضرت ابراهيم، حضرت يونس، حضرت ايوب و حضرت رسول(ص) آن همه محنت ها کشيدند و با بدترين سختي ها، تنگدستي ها، فقرها، فشارها، آزارها و... آزمايش شدند (نگا: بقره، 35 - 38 و 124 ؛ اعراف، 19 - 25 ؛ صافات ، 99 - 113 ؛ انبيا، 87 - 88 و 83 - 84 ؛ حجر، 6 - 8 ؛ اسراء ، 90 - 93 و...).
براساس بند سوم، لازمه پديد آمدن انسان کاملي که آيينه تمام نماي اوصاف حق باشد اين است که کسان ديگري نيز يا چيزهاي ديگري نيز پديد آيند تا در طي آن پديده ها و مجاري خاص انسان کامل پديدار شود، از اين رو هيچ اشکال ندارد که خلقت ديگران مقصود بالعرض باشد. به عنوان تقريب به ذهن اگر شما بخواهيد يک دانه برليان را از يک معدن استخراج کنيد، زمين را مي خريد، سال ها زحمت مي کشيد تا به معدن برسيد. در ضمن رسيدن به آن برليان به مقداري سرب، مس و طلا هم برخورد مي کنيد. در اينجا هدف برليان است ولي در ضمن، اينها هم به دست مي آيد و سرانجام براي پيدا شدن آن، مقداري زياد خاک و سنگ هم به دست مي آيد و حتي بايد مقداري از آنها را از بين ببريد تا به هدف اصلي برسيد و بعد هم همه آنها را دور بريزيد چون هدف برليان بوده است.
بلاتشبيه و با حذف جهات نقص مثال به اعتقاد ما پيدايش انسان کامل و خليفه الهي شرايطي مي خواهد، بايد عالم ماده اي باشد چون خدا اراده اش تعلق گرفته بر اين که خليفه الهي همچون وي مختار باشد و اين اختيار که در انسان لازم است و موجب تکامل او مي شود بايد حتما در عالم ماده باشد از سوي ديگر او براي انتخابش بايد بر سر راه ها و گزينه هاي گوناگوني قرار بگيرد و از اين رو راه هدايت و راه ضلالت بايد وجود داشته باشد، براي اين که انسان آبديده شود نيازمند به آزمايش است پس آزمون هاي سخت و سنگين نيز بايد فراهم شود و... بنابراين هدف نهايي خلقت، آن افراد نمونه اند و بقيه طفيلي آن افراد خلق شده است و از همين رو در برخي روايات آمده که همه چيز براي ما (معصومين) آفريده شده است (معارف قرآن، ج 1 - 3 ، صص 167 - 170 ؛ تفسير موضوعي قرآن کريم، جوادي آملي، ج 14، صص 118 - 120 و 268 و 275 به بعد).
بنابراين:
اولا، هدف داشتن خداوند با تقرير و تحليلي که بيان شد هيچ منافاتي با خدايي او ندارد، بلکه خدايي اش اقتضاي داشتن هدف را مي کند.
ثانيا، خداوند در ايجاد انسان کامل و خليفه الله که تجلي اوصاف و اسماء الهي است نيازمند تحسين ديگران نيست هر چند به دليل فعل خويش مي تواند خود تحسين گر خويش باشد و اين هيچ تضادي با مقام و عظمت کبرياييش ندارد.
ثالثا، تمامي مخلوقات چه برسد به انسان ها لازمه و مقدمه پديد آمدن خليفه الله است و آنها مقصود بالتبع و بالعرضند.
رابعا، جهان هستي به خود مي بالد که مقدمه و مجرايي قرار گرفته است براي خلقت آيينه تمام نماي الهي [انسان کامل و خليفه الله].
خامسا، اين راه و مسير و غايت براي تمامي انسانها باز است و همه آدميان بايد هدف زندگي خويش را با هدف خداوند منطبق ساخته و خويش را به اوصاف و اسماء الهي زيبنده سازند و به سوي خلافت الهي گام بردارند

نوشته شده توسط حسین رفیعی |

Copyright © 2006 All Rights Reserved by tasnim-marefat.Blogfa.com Design by Yas-Design